یه شب ِ مهتاب
ماه می یاد تو خواب
منُ می بره
کوچه به کوچه
باغ انگوری
باغ آلوچه
دره به دره
صحرا به صحرا
اون جا که شبا
پشت بیشهها
یه پری میاد
ترسون و لرزون
پاشو می زاره
تو آب چشمه
شونه می کنه
موی پریشون
یه شب مهتاب
ماه میاد تو خواب
منُ می بره
ته اون دره
اون جا که شبا
یکه و تنها
تک درخت بید
شاد و پر امید
می کنه به ناز
دستشُ دراز
که یه ستاره
بچکه مثه
یه چیکه بارون
به جای میوه ش
نوکِ یه شاخه ش
بشه آویزون
یه شب مهتاب
ماه میاد تو خواب
منُ می بره
از توی زندون
مثِ شب پره
با خودش بیرون
می بره اونجا
که شب ِ سیا
تا دم سحر
شهیدان شهر
با فانوس خون
جار میکشن
تو خیابونا
سر میدونا
عمو یادگار
مرد کینه دار
مستی یا هوشیار
خوابی یا بیدار
مستیمُ هوشیار
شهیدای شهر
خواب ایمُ بیدار
شهیدای شهر
آخرش یه شب
ماه میاد بیرون
از سر اون کوه
بالای دره
روی این میدون
رد می شه خندون
یه شب ماه میاد
یه شب ماه میاد
…..
احمد شاملو
دریا جان همین اطراف نشسته ام و گوش کردن را یاد می گیرم